برچسب:
نویسنده: آرتمیس حیدریان
برچسب:
نویسنده: آرتمیس حیدریان
بعد از خیلی وقت سر زدم به وبلاگم
باید بگم زیاد فرقی نکردم!
کامنت ها رو که خوندم دلم برای قدیما خیلی تنگ شد، کلی آزادی داشتیم که داره هر روز محدود تر میشه ازجمله وقت، اینترنت، آدمای حسابی و ...
دلم تنگه، ولی میدونم دل تنگ یه بهانه است برای از دست دادن زمان حال :)
پس من گول نمیخورم و میتازونم تا وقتی که فرصت به من داده شده
نه به امید فردا
آره به الان
برچسب:
نویسنده: آرتمیس حیدریان
حادثه می رود
تو هم رفته ای
و
توی جدیدی به جا مانده
حادثه می آید و می رود
برچسب:
نویسنده: آرتمیس حیدریان
برچسب:
نویسنده: آرتمیس حیدریان
مثل ميگويي كه هنوز لاك خودشو پيدا نكرده
هنوز نميتونه استراحت كنه
محتاج استراحت نيست، دلش ميخاد به آرزوهاش برسه
الزام نيست، نيازه.
برچسب:
نویسنده: آرتمیس حیدریان
برچسب:
نویسنده: آرتمیس حیدریان
برچسب:
نویسنده: آرتمیس حیدریان
خیالی که باید هر روز به آن نزدیک تر شد.
برچسب:
نویسنده: آرتمیس حیدریان
اومدن و رفتنش دست خودت نیست
اونطوری نیست که بهت یاد دادن باید باشه ؟
این یه بازی باخته رو شروع کردنه.
برچسب:
نویسنده: آرتمیس حیدریان
برچسب:
نویسنده: آرتمیس حیدریان
برچسب:
نویسنده: آرتمیس حیدریان
عرفان که نیست،
حلقه ایست پر از مغشوشات ذهنی و افرادی که اجازه می دهند از آنها سو استفاده بشه.
برچسب:
نویسنده: آرتمیس حیدریان
فرض کنید خدای ناکرده مادرتان را ببرند بیمارستان، چقدر خیل و فکر بد به ذهن شما می آید؟ همین افکار اندکی تاثیر گذارند، و برای مریض ناتوان، اندک هم زیاد است.
کاش میتوانستیم همه چیز را همان طور که هست بپذیریم
برچسب:
نویسنده: آرتمیس حیدریان